برچسب‌ها

, , , , , , , , , ,

سلام من رها هستم این داستان حقیقت نداره گفته باشم.بعد نرید به من فحش بدید!راستش خود من تاحالا سکس نداشتم اما دوست دارم حالا از اینا بگذریم میریم سر اصل مطلب:
من17 سالمه راستش من یه بی اف داشتم به اسم آرتان خیلی عاشقش بودم بی نهایت!آرتان والیبالیست بود خیلی هم خوش استیل یعنی از این پسرای دختر کش!من و آرتان حدود7ماه بود که با هم دوست بودیم راستش اون میخواست باهام ازدواج کنه یعنی به من اینجوری میگفت.ما رابطه مون خیلی سالم بود بحثای عادی که با دوستای دخترم داشتم با آرتان هم داشتم.تا اینکه یه شب اومدم تو این سایت نصف شب بود کلی از این داستان های سکسی رو خوندم و حسابی شهوتی شده بودم همون موقع داشتم به آرتان هم اس میدادم خلاصه من که حشرم زده بود بالا بحثمون رو به جاهای سکسی کشیدم خلاصه انقدر از این جور چیزا گفتم ک فکر کنم آرتان هم حشری شد.اون پسر مومنی بود اما خب با اون حرفای من هر کسی بود حشری میشد!خلاصه انقدر از این حرفا زدم که آرتان بالاخره گفت:اگه دوست داری از اندام سکسیت بگو منم بهش گفتم سایز سینه هام65 و بقیه ی انامم هم مثل بقیه ی دخترا و… به آرتان گفتم حالا تو هم بگو گفت مال من طولش فکر میکنم18سانتی باشه و قطرش هم خوبه.شاید یه کم بهتر از خوب! خلاصه اون شب گذشت اما من از اون کارم پشیمون شدم چون دیگه روی آرتان باز شده بود 2 ماه دیگه گذشت تازه از مدرسه رفته بودم خونه که آرتان اس داد ولی من از اسش شاخ در آوردم بهم گفته بود رها من دیگه نمیتونم تحمل کنم یه مرد یه سری نیازایی داره که دوس دخترش باید برآورده شون کنه من میخوام باهات سکس داشته باشم ولی خب مهم نیس چون قراره ما باهم ازدواج کنیم من واقعا گریه م گرفته بود حدود2هفته جوابشو ندادم اما فایده نداشت خیلی بهش معتاد شده بودم تسمیم گرفتم به خواسته ش عمل کنم بهش گفتم باشه!خلاصه اونم گفت دوستم خونه شون خالیه میبرمت اونجا آدرسو داد گفت ساعت 7 اونجا باشی منم چون کسی خونه نبود میتونستم برم خلاصه آماده شدم برای سکس رفتم به آدرس توی یک محله ی خوب بود وارد خونه شدم تا وارد شدم آرتان مثل این وحشی ها بهم حجوم آورد بیچاره خیلی شهوتی بود مانتوم رو سریع درآورد از روی شلوار کسمو مالوند منم راستش خیلیییییییی شهوتم رفت بالا صدای آه و اوهم بلند شد و همین آرتان رو حشری تر میکرد هجوم اورد به لب هام محکم گاز میگرفت منم همراهیش کردم سریع شلوارشو در آوردم واااای!یاباب الحوائج!چه کیری دارهههههههه!جرم میده شدید!کیرش عالی بود وشق!با صدایی لرزناک گفت:ساک بزن گفتم نه بدم میاد تا اینو گفتم موهامو کشید و کیرشو ب زور کرد تو دهنم داد میزد ساک بزن جنده ساک بزن!از این حرفش بدم اومد اما حشری بودم سروع کردم به ساک زدن خیلی باحال بود خوشم اومد کمی ساک زدم بعدش سریع منو رو دستاش بلند کرد خابوندم رو کاناپه شلوارمو وحشیانه کشید پایین شورتم خیس خیس بود اون زمان دختر بودم با ولع شروع کرد به خوردن کوسم یعنی وارد بودا؟خلاصه ارضا شدم ابم حسابی اودم همشو خورد بهم گفت پشتتو بکن بذارم توش گفتم نه شنیدم از پشت درد داره نمیدم از پشت از جلو بکنم ما که قراره ازدواج کنیم!پوزخندی زد و گفت پاهاتو باز کن جنده ی من.پاهامو باز کردم سرکیرشو گذاشت روی کسم و مالوند یک دفعه فرو کرد توش کیر آرتان و کس من پر خون شد از درد گریه م گرفت ولی لذت هم داشت انقدر تند میکردم ک خدا میدونه!خلاصه ارضا شد و آبشو ریخت تو دهنم ولی چندشم شد چون کیرش هنوز خونی بود بعد از اون روز آرتان ولم کرد دیگه جوابمو نداد و گفت تو جنده ای من با جنده ازدواج نمیکنم منم از اون موقع تا الان که25سالمه جنده م ولی هنوزم عاشق آرتان.

About these ads